اینجا دنیا ... جاده ای به نام زندگی با جدول هایی سیاه و سفید که مردم بی سبب به آن شب و روز می گویند و من بی باک تر از همیشه از روز بی گذر از شب در حذر با پرسه هایی خسته در امتداد خطی کبود تا آن جا در ساعتی از فراموشی که من را به خاک سپردند با خیال خواب آلود و به آب دادند چون دسته گلی مردود میان هم آغوشی خورشید و ماه که مردم بی سبب به آن غروب می گویند و اینجا آخرت ... که من را به باد می دهند چون شعر ننوشته ام که یادم نیست که چه کسی از دیوار قلبم ربود؟
من خوشم می آید
پاسخ دادنحذفچرت و پرت هایت تمامی ندارند
اینجا
پاسخ دادنحذفدنیا ...
جاده ای به نام زندگی
با جدول هایی سیاه و سفید
که مردم
بی سبب
به آن
شب و روز می گویند
و من
بی باک تر از همیشه
از روز بی گذر
از شب در حذر
با پرسه هایی خسته
در امتداد خطی کبود
تا آن جا
در ساعتی از فراموشی
که من را به خاک سپردند
با خیال خواب آلود
و به آب دادند
چون دسته گلی مردود
میان هم آغوشی خورشید و ماه
که مردم
بی سبب
به آن
غروب می گویند
و اینجا
آخرت ...
که من را به باد می دهند
چون شعر ننوشته ام
که یادم نیست
که چه کسی از دیوار قلبم ربود؟