۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه

سلام

سلام
وبلاگ قبلی که 5 سال تمام رفیقم بود امروز فیلتر شده است مثل بقیه رفقا که یا رفته اند سربازی یا با زندگی رفته اند و فقط خاطراتشان مانده است و شماره تلفشان.
لال مرگی ،بد است।مثل همین که هر دفعه می روم چیزی بنویسی و باز می بینم که فیلترم، همه جا.
این روزها اگر دیوانه ای را دیدی که در خیابانهای همین شهر ناگزیر شما فریاد می زند،مطمئن باش که نه پیغمبری تازه است نه رسولی گم شده،آن مرد منم وفریاد آخرین مرحله لال مرگی است.
بیا بیا و کفش هایت را در بیار و روبروی همین پنجره جادو آنچنان بنشین که اعتماد کنم و فریادم بشود همان صدای آرامی که شینش و سینش می زند । بیا آنقدر که بتوانیم به هم آتش و سیگارو نگاه های دور دست تعارف کنیم।بیا که من از لال مرگی می ترسم ।بیا و مرا بخوان.